در روزهای گذشته، خبر افتتاح «اولین کافه به سبک تگزاس» در دل تهران در شبکههای اجتماعی پخش شد. گزارشها میگویند این کافه با فضای وسترن، حالوهوای کابویی و حتی لباس پرسنل کاملاً کابویی طراحی شده و «انگار زمان در دل دوره وسترن متوقف شده» است! جوان آنلاین: در روزهای گذشته، خبر افتتاح «اولین کافه به سبک تگزاس» در دل تهران در شبکههای اجتماعی پخش شد. گزارشها میگویند این کافه با فضای وسترن، حالوهوای کابویی و حتی لباس پرسنل کاملاً کابویی طراحی شده و «انگار زمان در دل دوره وسترن متوقف شده» است! این اقدامات دقیقاً مشابه همان تاکتیک افتتاح فروشگاههای زنجیرهای مک دونالد امریکایی در دوران پیش از فروپاشی شوروی سابق است که به عنوان مظاهر غربگرایی و مدرن شدن به جوامع شرقی برای تهی شدن از فرهنگ و ارزشهای سرزمینیشان فروخته میشوند. هرچند این تاکتیک قدیمی و برملا شده است، اما تجربه انقلابهای رنگی و رفتار یکسان در آنها نشان میدهد که طراحان این نقشهها به عملیاتی بودنشان اطمینان دارند و برای همین است که شابلن وار در بسیاری از کشورها مورد استفاده قرار گرفته و میگیرند. البته همان موقع خبرهایی درباره «پلمبشدن» این کافه نیز شنیده شد، اما مطمئناً «تاکتیک کافه»ای و تأسیس انواع و اشکال مختلف آن در سراسر کشور مسیری است برای استحاله و تهی کردن جامعه از فرهنگ و ارزشهای ایرانی اسلامی که با سرعت عجیبی در حال طی شدن است، چه اینکه هر پدیدهای از نظر اجتماعی و روانی دارای خصوصیات و آداب مشخصی است که همراه با خودش به جوامع میزبان میبرد، درست مثل کافهای در منطقه ولیعصر (عج) که چند روز پیش گزارشهایی مبنی بر فعالیتهای ترویج شیطان پرستی در آن منتشر شده بود و نهایتا توسط پلیس اماکن بسته شد.
ایجاد کافه به سبک تگزاس در تهران از منظر روایت ظاهری، فقط یک کسبوکار خصوصی است، اما از منظر سیاست فرهنگی، نماد عینی ورود الگوی امریکایی و وسترن به قلب فضای فرهنگی شهر محسوب میشود.
تغییر الگوی جنگی دشمن
در روایت بسیاری از جریانهای انقلابی و دینی در ایران، دشمنان خارجی و لیبرالیسم جهانی سالها تلاش کردهاند تا با ابزارهای نظامی، اقتصادی و فرهنگی، نظام جمهوری اسلامی را تحتفشار بگذارند. در جنگهای مستقیم، درگیریهای مرزی و فشارهای نظامی، ملت ایران، پاسداران، و نیروهای امنیتی با جانفشانی گسترده، مانع از تعرض موفق دشمن شدند و خاکریزها و سنگرهای نظامی را حفظ کردند.
اما در سالهای اخیر، الگوی دشمن تغییر کرده است؛ از جنگ نظامی مستقیم به جنگ نرم، فرهنگی و هویتی گذر کرده است. هدف حالا دیگر نه فقط تصرف خاک، بلکه تصرف ذهن، فرهنگ و سبک زندگی است. در این تقابل، کافه به سبک تگزاس در تهران، حتی اگر در ظاهر صرفاً یک کسبوکار خصوصی باشد، از منظر این روایت، نماد عینی نفوذ الگوی غربی، امریکایی و کابویی به قلب فضای فرهنگی تهران محسوب میشود.
اینجاست که میتوان گفت دشمن و لیبرالیسم جهانی نتوانست از جهت نظامی و در خاکریز و سنگر نظامی، موفق به تعرض شود، اما همان دشمن، امروز در حال نفوذ از طریق فرهنگ، سبک زندگی و نمادهای غربی است.
در این میان، دستهای از افراد و گروهها در داخل جامعه نیز وجود دارند که به الگوی غربی، بهویژه الگوی امریکایی، ایمان دارند. نجات ایران را در دست ترامپ، غرب و الگوهای لیبرالی میبینند و عملاً در واگذاری خاکریزها و سنگرهای فرهنگی به غرب، نقش ایفا میکنند. این گروه، گاهی با ادبیاتی بهظاهر «متنور»، «مدرن» یا «جهانیگرا»، ترویج فضای وسترن، کافههای به سبک تگزاس، جشنهای هالووین و الگوهای غربی سبک زندگی را عادیسازی میکنند.
مراقبت از سنگر فرهنگی
برخی از این واحدهای صنفی و فرهنگی در مواردی که تخلف واضح داشته باشند پلمب شدهاند. کافه رستوران «کاریز» در تهران به دلیل سرو مشروبات الکلی، برهنگی و برگزاری پارتی مختلط پلمب شد. شعبههایی از کافه ساعدینیا به دلیل «انتشار مطالب تحریککننده» پلمب و با ورقهای فلزی مسدود شدند. پنج کافه رستوران در شیراز نیز به دلیل برگزاری جشن هالووین پلمب شدند.
اما نکته تحلیلی اینجاست که حتی پیش از پلمب رسمی، بسیاری از این فضاها بهخودیخود نماد «واگذاری سنگر فرهنگی» به غرب هستند. کافه به سبک تگزاس، بدون اینکه لازم باشد پلمب شود، از منظر این روایت، نماد پذیرش و ترویج الگوی امریکایی در قلب تهران است. این افراد، آنهایی که بهظاهر دنبال «نجات به دست ترامپ و غربپرستی» هستند، در عمل در حال واگذاری تدریجی سنگرهای فرهنگی، هویتی و اخلاقی به الگوی غربی میباشند. کافه به سبک تگزاس با فضایی طراحیشده مانند دوره وسترن امریکایی، بهگونهای که «انگار زمان در دل دوره وسترن متوقف شده» است، لباس پرسنل کاملاً کابویی و طراحی دکور خاص کابویی و افتتاح در «دل تهران»، نه در یک منطقه حاشیهای، بلکه در مرکز فضای فرهنگی شهر، از منظر جریانهای فرهنگی وانقلابی، عینیسازی الگوی امریکایی در فضای شهری تهران، نماد عادیسازی فرهنگ وسترن و کابوی در جامعه ایرانی و نشانهای از نفوذ تدریجی لیبرالیسم جهانی از طریق سبک زندگی است.
اگر این کافه طبق خبرها پلمب شده باشد، این اقدام میتواند بهمثابه واکنش رسمی به نماد عینی نفوذ فرهنگی غرب تلقی شود، اما وجود آن در تهران، خود یک مسئله فرهنگی– سیاسی است که نیازمند پاسخ قاطع مسئولان فرهنگی کشور است.
عادیسازی تدریجی
در سالهای اخیر، موارد متعددی از «واگذاری تدریجی سنگرهای فرهنگی» مشاهده شده است. برخی واحدهای صنفی بهوضوح متخلف بوده و پلمب شدهاند، اما برخی دیگر مانند کافه تگزاس حتی بدون تخلف آشکار، بهخودیخود نماد «عادیسازی فضای غربی» هستند. اینجاست که مسئله از مرز پلمب واحد صنفی عبور میکند و به مسئله کلیتر سیاست فرهنگی کشور تبدیل میشود.
برای مواجهه با این پدیده، مسئولان فرهنگی باید بهوضوح تعریف کنند که سنگر فرهنگی در عصر امروز چیست، مشخص کنند که کافه به سبک تگزاس، جشن هالووین و الگوهای مشابه، آیا جزو «سنگرهای فرهنگی» محسوب میشوند یا نه، اگر محسوب میشوند، سیاست کشور در برابر این نمادهای غربی باید چیست. اگر در طول زمان، کافههای به سبک تگزاس، جشنهای هالووین و فضاهای غربی بهتدریج عادی شوند، مرزهای فرهنگی و هویتی جامعه بهصورت نامحسوس تضعیف میشود. اینجاست که واگذاران سنگرهای فرهنگی، حتی بدون پلمب رسمی در عمل فرهنگ کشور را به الگوی غربی واگذار کردهاند. مسئولان باید از عادیسازی تدریجی این فضاها جلوگیری کنند و سیاستهای روشنتری در برابر نمادهای غربی در فضای شهری اتخاذ کنند. غربباوران داخلی که نجات ایران را در دست ترامپ و غرب میبینند، در عمل در واگذاری سنگرهای فرهنگی نقش دارند و با ترویج الگوی غربی، بهتدریج هویت ایرانی– اسلامی را تضعیف میکنند. مسئولان فرهنگی باید به این گروه پاسخ قاطع و روشن بدهند و سیاست فرهنگی کشور را شفاف، انقلابی و هویتمحور حفظ کنند.
از منظر این روایت تحلیلی– سیاسی، کافه به سبک تگزاس، حتی اگر پلمب نشده باشد، نماد عینی ورود الگوی امریکایی و وسترن به قلب تهران است. دشمن و لیبرالیسم جهانی نتوانسته از جهت نظامی و در خاکریز و سنگر نظامی، موفق به تعرض شود، اما همان دشمن، امروز از طریق فرهنگ، سبک زندگی و نمادهای غربی در حال نفوذ است. اینجاست که نیاز به پاسخ قاطع مسئولان فرهنگی کشور آشکار میشود؛ نه صرفاً با پلمب واحد صنفی، بلکه با پیگیری عقبه احتمالی تکثیر قارچگونه آنها و اتخاذ سیاست فرهنگی روشن، هویتمحور و انقلابی که در برابر نمادهای غربی از سنگرهای فرهنگی کشور دفاع کند.